30 آبان 1396 8:20:1
حمایت از کودکان در پرتو آموزه های دینی و موازین حقوق بشر

امروزه خشونت علیه کودکان در جوامع به اشکال مختلف مشاهده می شود؛ این مسئله در جوامع در حال جنگ به یک فاجعه انسانی تبدیل شده و کافی است نگاهی به کشورهای در حال جنگ و وضعیت خشونت علیه کودکان و آوارگی و کشتار مظلومانه آن ها داشته باشیم. آنچه امروزه در یمن، میانمار، سوریه، فلسطین، عراق و ... بر علیه کودکان که بی دفاع ترین افراد محسوب می شوند، اتفاق می افتد، نقض آشکار موازین حقوق بشردوستانه بین المللی، نسل کشی و جنایات جنگی است و آنچه موجب شگفتی است اینکه این جنایات در سایه سکوت مرگبار مجامع بین المللی اتفاق می افتد.

 

حمایت از کودکان در پرتو آموزه های دینی و موازین حقوق بشر
دکتر محمود عباسی
معاون حقوق بشر و امور بین الملل وزیر دادگستری

 
امروزه خشونت علیه کودکان در جوامع به اشکال مختلف مشاهده می شود؛ این مسئله در جوامع در حال جنگ به یک فاجعه انسانی تبدیل شده و کافی است نگاهی به کشورهای در حال جنگ و وضعیت خشونت علیه کودکان و آوارگی و کشتار مظلومانه آن ها داشته باشیم. آنچه امروزه در یمن، میانمار، سوریه، فلسطین، عراق و ... بر علیه کودکان که بی دفاع ترین افراد محسوب می شوند، اتفاق می افتد، نقض آشکار موازین حقوق بشردوستانه بین المللی، نسل کشی و جنایات جنگی است و آنچه موجب شگفتی است اینکه این جنایات در سایه سکوت مرگبار مجامع بین المللی اتفاق می افتد.
در اسناد بین المللی به ویژه کنوانسیون حقوق کودک ( 1989) بر برخورداری کودکان از حقوق بشر و الزام دولتها به حمایت از کودکان در برابر هر نوع خشونت جسمانی و روانی تاکید شده است. بنابراین دولت ها و رهبران جوامع مکلف به مقابله با خشونت علیه کودکان در محیط خانواده، آموزشی و اجتماعی هستند. در نتیجه از آن جایی که کودکان پایه¬گذاران جامعه بشری و در نظام خانوادگی دارای جایگاه خاصی می باشند، محافظت از آن¬ها یکی از اولویت¬های مهم در آموزه¬های ادیان آسمانی و در نظام های حقوقی شمرده می¬شود. بیستم نوامبر 1989 که همزمان با تصویب کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد به عنوان مقبول¬ترین و پذیرفته¬ترین معاهده بین المللی بوده، فرصت مغتنمی است تا نگاهی گذرا به وضعیت کودکان داشته باشیم؛ کودکانی که در آموزه¬های ادیان آسمانی جایگاهی سترگ و در آموزه های حقوق بشر پایگاهی ماندگار دارند، اما در سطح جوامع و به ویژه در کشورهای در حال جنگ قربانی خشونت و نقض حقوق انسانی بوده اند.
کودکان و نوجوانان از گروه¬هایی هستند که همواره نیاز به نگاه حمایت گرایانه به ویژه در عرصه پرورش، تعلیم و تربیت آن ها در فضایی به دور از هر گونه خشونت دارند. در واقع بنیادی ترین نیاز کودکان، رشد و تربیت در محیطی امن و فارغ از هرنوع خشونت است.
در جهان امروز، آموزه¬های ادیان آسمانی و کارکردهای اجتماعی رهبران مذهبی کمک بزرگی برای پیشبرد اهداف متعالی انسانی به خصوص در زمینه مقابله با خشونت علیه کودکان است؛ بدون تردید نقش آموزه های دینی و تلاش رهبران مذهبی برای کاهش و ریشه کن کردن خشونت را نمی توان نادیده گرفت.
احساس مسئولیّت رهبران دینی در مقابله با خشونت علیه کودکان، می تواند دستاوردهایی بزرگ برای جوامع بشری به همراه داشته باشد. رهبران نقش حیاتی در پیشگیری، منع خشونت علیه کودکان و آگاهی بخشی به مردم برای مقابله با خشونت علیه کودکان ایفا می کنند.
در دین مبین اسلام، کودک از عالی ترین مواهب الهی معرفی شده و همواره در سیره پیشوایان دینی، بر اهمیت تربیت کودکان، تربیت سالم کودک، مراقبت مستمر، و محافظت دائمی از کودک تأکیده شده است.
دین مبین اسلام از آغاز با کشتن کودکان به بهانه فقر یا ننگ دانستن وجود دختر در خانواده و کودک ازاری مبارزه کرده و از «تکریم و بزرگداشت شخصیت کودک» و «احترام به حقوق کودک» صحبت می¬کند. در واقع مکارم اخلاق در دین اسلام جایگاه ویژه ای دارد. به همین جهت در اسلام تنبیه و کشتن کودکان خلاف اخلاق و کرامت انسانی دانسته شده و نیز سفارش شده که تکریم کودکان از وجوبات و ضروریات تربیتی و پرورشی آن هاست. بنابراین تربیت و پرورشی که همراه با حفظ کرامت کودک نبوده یا خشونت آمیز باشد، به هیچ وجه مورد تایید دین اسلام نمی باشد. در سیره بزرگان دین نیز تکریم کودک، محبت ورزی و ملاطفت با وی همواره مورد تاکید بوده است. پیامبر اسلام پیامبر کرامت انسان هاست و «تکریم کودکان» همواره در سیره ایشان هویدا بوده است.
مطالعه سیره تربیتی پیشوایان دینی از جمله پیامبر اسلام و امامان معصوم نشان می¬دهدکه نظام تربیتی آنان برگرفته از تربیت الهی و آیات قرآنی است که به کمال مطلق توجه دارد و همواره رشد فرد را در فضایی مسالمت آمیز و آرام در نظر گرفته است. برای مثال؛ اهمیت تعلیم و تربیت کودکان فارغ از هرگونه خشونت و با مهرورزی و ملاطفت را در آیات قرآنی زیر می توان مشاهده نمود:
- (وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى) : مطابق این آیه حوزه مسئولیت های حقوقی افراد و اجتماع کاملا مشخص و مجزاست. لذا هیچ کس حق ندارد تا دیگران را بدون محاکمه منطفانه و قانونی در مرجع صالح مجرم دانسته و مجازات نماید. هر گاه کودکان مرتکب خطایی نیز شوند، پدر و مادر یا سایر نزدیکان طفل حق ندارند به بهانه محاکمه و یا اصلاح، او را تنبیه بدنی کنند و یه به منظور تأدیب وی به انتقام برخیزند. در این مرحله بهترین برخورد با کودک در آیه 134 سوره آل عمران به تصویر کشیده شده است:
- (الَّذینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْکاظِمینَ الْغَیْظَ وَ الْعافینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ) : بر اساس مفاد این آیه هرگز نباید به برخورد خشونت آمیز و انتقام جویی متوسل شد و این مسئله در برخورد با اطفال بسیار راهگشا می باشد. در واقع وقتی در حالت عادی انسان ها به گذشت و عفو و رفتار نیکو مکلف شده اند، در برخورد با طفل به طریق اولی نباید هیچ گونه خشونت یا مجازات و تنبیه بدنی آسیب زننده و خشن وجود داشته باشد.
- (فَذَکِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ ): تأکید این آیه نیز به تذکر و بشارت دادن است نه خشونت و عمل قهرآمیز. با توجه به اینکه حکم آیات قرآنی عام است، هر گاه اطفال تخلف ورزند و دست به کاری بزنند که با منافع شخصی موصوف و با مصالح عالیه جامعه منافات داشته باشد، باز هم هیچ کس حتی والدین و اولیای طفل، حق برخورد فیزیکی و خشونت علیه آن ها را ندارند. والدین صرفاً می توانند از راه های تذکر و بشارت دادن و توصیه های اخلاقی متخلفان را اصلاح کنند، زیرا آیه 21 و 22 سوره غاشیه، تمامی راه های توسل به خشونت و تنبیه بدنی اطفال را بر روی انسان ها مسدود کرده است.
- (لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها): خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایی اش تکلیف نمی کند. لذا اطفال که توانایی تحمل کار دشوار، اکراه و اجبار را ندارند، نباید مجازات شوند.
در کنار آیات قرآنی، در سیره پیامبر اسلام نیز همچنان که اشاره شد اصلاح آداب و اخلاق کودک، تعلیم و تربیت سالم و فارغ از خشونت آن¬ها و ارج گذاری به موقعیت و احترام به اطفال جایگاه ویژه ای دارد. برخی از توصیه های پیامبر اسلام در خصوص طرز تعامل با کودکان عبارتند از؛
- (أکرِمُوا أولادَکمْ وَ أحْسِنُوا آدابَهُمْ یغْفَرْ لَکمْ) : فرزندان خود را احترام کنید و آدابشان را نیکو گردانید.
- (أَحِبُّوا الصِّبیانَ وَ ارحَمُوهُم و َإذا وَعَدتُمُوهُم شَیئا فَفُوا لَهُم فَإنَّهُم لا یَدرُونَ إِلاّ أَنَّکُم تَرزُقُونَهُم) : کودکان را دوست بدارید و به آنان اظهار محبت کنید و اگر به آن ها وعده دادید به آن وفا نمایید، زیرا آنان روزی دهنده خود را کسی غیر از شما نمی دانند.
- (ساوُوا بَینَ أولادِکُم فی العَطِیَّةِ ، فلَو کُنتُ مُفَضِّلاً أحَدا لَفَضَّلتُ النِّساءَ): وقتی هدیه ای به فرزندان می دهید، بین آنان مساوات را رعایت کنید، اگر من کسی را بر دیگری مقدم می داشتم، هر آینه دختران را مقدم می داشتم.
- (اِتَّقُوا اللّه َ و اعدِلوا بَینَ أولادِکُم کما تُحِبُّونَ أن یَبَرُّوکُم) : از خدا بترسید و بین فرزندان خود به عدالت رفتار کنید، همانگونه که دوست دارید آنان به شما نیکی کنند.
بر اساس دستورات پیامبر اسلام معیار برخورد با کودکان را مهرورزی، عدالت گستری، دوستی صمیمت و برخورد حکیمانه و عادلانه تشکیل می دهد. بنابراین هیچ انسانی حتی نزدیک ترین افراد خانواده طفل، حق برخورد ظالمانه با کودکان و تنبیه بدنی و جبر و اکراه آنان را ندارند.
با توجه به مجموع آیات، احادیث و سیره نبوی و پیشوایان دینی می توان دریافت که در اسلام تنبیه بدنی و خشونت علیه کودکان در کل ممنوع می¬باشد. در واقع، دین اسلام علاوه بر جلوگیری از تنبیه بدنی و خشونت علیه اطفال، به عنصر تربیت سالم اطفال که هسته مرکزی و محوری در ساختار جامعه هستند، توجه عمیق کرده است که این امر در واقع، گامی برای جلوگیری از تنبیه بدنی و خشونت علیه اطفال می باشد. با توجه به قاعده « لاضرر و لا ضرار»، هیچ یک از والدین کودک یا آموزگاران و کارفرمایان، حق ندارند کودک را کتک بزنند یا خشونت روانی و جسمی علیه وی اعمال نمایند، چون کتک زدن کودک یا وارد آوردن آسیب جسمی و روانی به کودک آثار مخربی بر شخصیت کودک داشته به طوری که شرع، اعمال خشونت و عمل قهرآمیز نسبت به کودک را منع کرده است. در مقابل رفتاری که شرع در کنش و واکنش با کودکان، ما را به آن تشویق کرده، دلسوزی ، مهربانی و رحمت است.
دین مبین اسلام، زمانی تربیت به دور از خشونت علیه کودک و همراه با احترام به وی را بیان داشته و تبلیغ نموده که هیچ نهاد، سازمان یا کنوانسیون بین‌المللی برای دفاع از حقوق کودکان وجود نداشته است و اسلام با در نظر گرفتن همه نیازهای اولیه جسمی، روحی و روانی کودکان و دفاع از آنان، زمینه را برای رشد و پیشرفت کودکان در همه جوانب فراهم آورده است.
با توجه به تأکیدی که ادیان الهی به ویژه دین اسلام، بر «حفظ مصالح عالیه کودک»، «تکریم شخصیت کودک»، «تربیت و پرورش کودک در فضایی عاری از هر گونه خشونت روانی و جسمانی» و «ممنوعیت تنبیه و آزار کودک» دارند، از این جهات با اهداف اسناد بین المللی در حوزه حقوق کودک شامل «مقابله با خشونت علیه کودکان» و «حفظ مصالح عالیه کودک»، تطابق و هم پوشانی پیدا می¬کنند.
اصل « عالی ترین منافع کودک» یا همان « مصلحت و غبطه کودک» در اسناد مختلف نظام بین المللی حقوق بشر مورد توجه قرار گرفته است.
بر اساس ماده 3 ( 1) کنوانسیون حقوق کودک 1989، اصل حفظ منافع و مصالح عالیه کودک از اصول بنیادین حقوق کودک محسوب می شود. بند 1 از ماده 3 کنوانسیون مقرر می دارد:
«در همه اقدامات مربوط به کودکان که توسط نهادهای رفاه اجتماعی دولتی یا خصوصی، دادگاه ها، مقامات اداری یا نهادهای قانون گذاری به عمل می آید، عالی ترین منافع کودک در اولویت قرار خواهد داشت.»
کنوانسیون حقوق کودک این اصل را نه تنها اصلی بنیادین در حقوق کودک تلقی نموده، بلکه مکرراً آن را در مجموعه 54 ماده کنوانسیون تکرار کرده است. به جز ماده 3، این اصل در هفت مورد دیگر نیز به صراحت ذکر شده است که مهم ترین آن شامل فرزندخواندگی، جدایی والدین طفل از یکدیگر، دوری کودک از محیط خانواده و رسیدگی به اتهامات وارده به کودک در مراجع قضایی می باشد.
همچنین در اسناد منطقه ای نیز تربیت کودک با توجه به مصالح و منافع عالیه وی صراحتا مورد اشاره قرار گرفته است:
ماده 24 منشور اروپایی حقوق بشر مقرر می کند:
« در همه اقدامات مربوط به کودک که توسط هر شخص یا مقامی اتخاذ می گردد، باید عالی ترین منافع کودک در اولویت توجه باشد.»
با توجه به مفاد اسناد به نظر می رسد بتوان منافع عالیه کودک را در چهار امر امنیت، رفاه، عدالت و تربیت خلاصه کرد. والدین کودک وظیفه دارند که فضایی أمن و به دور از درگیری، مشاجره و خشونت را برای فرزندان خویش فراهم آورند، به دور از تبعیض و بنا بر عدالت با آن ها رفتار کنند تا زمینه تربیت آن ها را بدون توسل به هیچ گونه خشونت و در فضایی مسالمت آمیز فراهم آورند.
اگر مفاد اسناد بین المللی حقوق بشر را در زمینه نفی رفتار خشونت آمیز و تبعیض محور با آموزه های ادیان الهی و توصیه های اسلامی در خصوص تربیت و نحوه تعامل با اطفال مقایسه کنیم، به این نتیجه می رسیم که هر دو خشونت علیه کودکان و رفتار تبعیض آمیز و خشک و خشن با کودکان را نهی کرده اند.
همچنین در کنوانسیون حقوق کودک، بیشترین مسئولیت در رعایت حقوق کودک بر دوش والدین نهاده شده است، چنان که در ماده 18، کشورهای طرف کنوانسیون متعهد شده اند: «بیشترین تلاش خود را برای تضمین به رسمیت شناختن این اصل که پدر و مادر کودک، مسئولیت مشترکی در زمینه رشد و پیشرفت کودک دارند، به عمل آورند. والدین یا قیم قانونی، مسئولیت عمده را در رشد و پیشرفت کودک به عهده دارند و اساسی ترین مسئله آنان، (حفظ) منافع عالیه کودک است.
در آموزه‌های آسمانی اسلام بیشترین مسئولیت در قبال کودک، بر دوش والدین است که به آن «حق الوَلَدِ عَلَی الوالِد» می‌گویند؛چرا که کودک، برکت خانه و نعمت و حسنه‌ای است که خداوند به پدر و مادر ارزانی کرده است. ازاین‌ رو، قدر و جایگاه آن را باید بدانیم و به وظایف خود در برخورد با این نعمت الهی عمل کنیم.


نسخه قابل چاپ

Powered by Tetis PORTAL